تبليغاتX
فروهر یک رند - من خدا هستم ، دستور می دهم همین حالا ‌[همه یتان] را دار بزنند ...

فروهر یک رند

من خدا هستم ، دستور می دهم همین حالا ‌[همه یتان] را دار بزنند ...

 

شانس آوردی که آنجا نبودم و ندیدم لحظه ای که دستهای کثیفت را روی یک زن بلند می کنی وگرنه همان موقع کاری        می کردم که رفقای احمق تر از خودت با آن یونیفرم های سبز رنگ و کلاههای مسخره شان مثل یک مشت آدم کوکی ، بیایند و لاشه ی گندیده ات را با همان اتومبیل های الگانسی که دوست داری و به نحوی که شایسته ی یه پزشک قانونی چون خودت است جمع کنند .

 حتماً خیلی هم برایت مهم بود که آن لحظه ای که دستهایت را بالا می بری صیغه را هم بخوانی و مطمئنم که اینکار را کردی .چون شرافتت اینقدر هست که کار خلاف شرع انجام ندهی ، این را در چشمان دردمند آن زن بیچاره خواندم .

 اگر این تئوری مرگ مولف دستم را نبسته بود باور کن اسم کثیفت را همین وسط می گفتم و همه چیز را تمام می کردم ، اما هنوز چند نت لای تنبورم گیر کرده می خواهم آنها را برای بی نغمه نماندن همه ی گورهایی که به پیروی از این اصل چال شدند بنوازم و بعد می دانم که بالاخره سر و کارمان به هم می افتد و این تئوری کثیفت را روی من هم اعمال می کنی . اما حالا ها باید صبر کنی چون تا نواختن این ملودی خیلی کار دارم من... و البته ترتیبی می دهم که تا آن موقع دست همه ی آشغال هایی که روی زن بلند شده ، یکی یکی قطع بشود ...

 

پی نوشت : ببینم حالت خوبه ؟ نترس عزیزم همش شوخی بود کاری باهات ندارم ، این جملاتو از یه فیلم تازه یاد گرفتم ،      تو مشغول باش ...

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 16:0  توسط برهود