ترازوی عدالت را در کوهی از کثافت فرو کردند تا توازنش به هم نریزد...
- این متنو می خواستم قبل از دماوند رفتنم پست کنم.چون اون موقع اتفاق افتاد...
ولی فرصت نشد و حالا پست کردم-
آرام از پله ها بالا می ری و می روی تا یک بار دیگر قضات با نگاههای هرزه شان برای تو حکم صادر کنند و حقارت افکارشان را در پس زدن حقیقت له شده ی زندگیت در دادگاهها ی ایران پنهان می کنی .که تو یک زن هستی و آنجا بیشتر از هر جایی تماشا کردنت را اعتنایی نخواهی کرد و تمام درونت را داغ داغ قورت می دهی تا نظاره هایشان تمام شود و کابوس های زندگیت در پرتو عدالت بینی ها یشان کمتر شود...
که تو یک زن هستی...
که تو...
پی نوشت : فاحشگی را نمادی از وجود مکرر بشر در طول تاریخ می دانم که سرزمین ها به ترتیب وزنه ها ی سنگین ترش را دست به دست می کنند...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 8:46  توسط برهود
