تبليغاتX
فروهر یک رند

فروهر یک رند

به خاطر همان دو تا آهنگ استاد ...

 

وبلاگ هایشان را لای پر غو تف می کنند ، هنوز نمی دانم چرا ؟؟؟...

همه ی بلاگ هایت را دوباره بنویس ، من فعلاً وبلاگ نمی خوانم

الان فقط فوت می کنم ...

تو تا هر زمان که بخواهی می توانی ادامه بدهی

 

پی نوشت : یک بار دیگر به مفید بودنها فکر کردم...به خاطر همان دوتا آهنگ استاد...

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 9:49  توسط برهود 

کفی افیون...

 

هیــس

...فوت کردند...

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 1:45  توسط برهود 

که ... به بلوغ اندیشه بخندد ...

 

ذهن من آن روزن مرطوب است،

که از آن شب می باید

با تمام عظمت هایش یکجا

         

  به بلوغ اندیشه بخندد...

 

و این نه از تب بیماری؛ 

بلکه از دیدن عریانی نا محسوس زمان است که ذهنم خیس عرق گشته ...    

    

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 0:52  توسط برهود 

... o ...

 

 ...ملانكوليك بازي هاي هيچ كس باعث نشد لبخند نازك بزند بدون اينكه هرگز پاره شود...

پي نوشت:...آره حالم بده...      

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 2:33  توسط برهود 

Stay ...

 

اینقدر زندگی زد بیرون که یه دفعه دلش خواست بشه...رفت پای شیر آب و دهنشو چسبوند به شیر و مشت مشت آب خورد...چنان با شدت آب می نوشید که انگار اولین باره برای حیات تشنه اس و...در تمام اون مدت هرگز یادش نیومد که روزه اس...با چند نفر میشه ازدواج کرد؟...فکر می کرد حداکثر با چند نفر میشه ازدواج کرد فارغ از هر جنسیتی...و چطور می تونست به تمام زیبایی ها زیبا بشه؟؟...حتی نمیشه زل زد...می دونست که به هرکس زل بزنه دیگه هرگز نمی تونه به اون و حتی به بقیشون بشه...و با چند نفر می شه در یک لحظه ر...؟؟...ما چطور به یک واژه قانعیم؟؟؟...عشـــــق...

 

پی نوشت: چشماتو باز کن؛ با من بمون...حیف این همه زیبایی نیست؟؟؟...با من بمون...

              - فقط نیم ساعت به افطار مونده بود زیادم گناه نکرد...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 18:20  توسط برهود