م...م...م...یــــــــــاهــ...ار...
ــ+ــ ...+ + + * +...+...+.O.!...ــ ـ +......ــــ...O... بیا... بیــــا ... بیـــــــا...
... دم مــــزن ...
ــ+ــ ...+ + + * +...+...+.O.!...ــ ـ +......ــــ...O... بیا... بیــــا ... بیـــــــا...
... دم مــــزن ...
این روزها فاحشه ها را می بینم که دسته دسته می روند مراسم شب احیا.بیدار می مانم تا بیرون آمدنشان را ببینم.
همشان وقتی بیرون می آیند انگار تازه متولد شده باشند فقط ایندفعه تخت آرایش...
خودش گفته اهل جزیره ی یوتوپیا است و جنسیت مشخصی ندارد...
گاهی اوقات با هم شطرنج بازی می کنیم، به هندسه هم خیلی علاقه دارد
وبلاگ را هم که گاهی آپ می کنم با نظر اوست.
شاید در آینده با هم ازدواج کنیم هنوز دقیقاً نمی دانم؛ باید این مسئله ی جنسیتش و یه سری مسائل دیگر شفاف تر شوند تا بهتر تصمیم بگیرم...
آه ممکن است این امر حقیقت داشته باشد و تو هوس باردار شدن کرده باشی؟؟؟
اگر این اتفاق بیافتد چگونه می توانم ارضایت کنم در حالیکه قرار نیست جنسیتت عوض بشود...!؟
همه با هم در ارتباطند: جسارت، انار، خفه خون، قبرستان، بازگشت ،یبوست ،خواب و...من و تو...
و گاهی فکر می کنی چه راحت است.همچنان که مطمئن نیستی...
...و البته ذهن من هر دو را می پندارد که راحت است و راحت نیست...
ترجیح میدم یه مدتی نقش سایه رو بازی کنم رنگمو راحت می تونم درست کنم فقط یه اشکالی وجود داره ،من هنوز حجم دارم و نمی تونم به کف اتاق بچسبم ،تو باید با پاهات منو پرس کنی...
نمی دونم چرا این عنوان رو انتخاب کردم،فقط می دونم از عنوان قبلی خسته شده بودم.
بزرگترین فیلسوف یک زن باردار خواهد بود این را به تو اطمینان می دهم...